گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راحت بشینه
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرورو تو چشمات شکستم
سر از کار چشمات کسی در نیاورد که هرکی تورو خواست یه روزی بد آورد
برای دل من واسه جسم خستم
منی که غرورو تو چشمات شکستم
واسه من که بر عکس کار زمونه یکی نیست که قدر دلم رو بدونه
گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راحت بشینه ......
خدانگهدار .......................

تازه تمیزاش کردم.
لطفا با کفشهایی کثیفتون پا روی احساساته update شوده من نگذارید.

دوستم داشته باش ...دوستم داشته باش!
بادها دلتنگند ..دستها بیهوده.. چشمها بی رنگند
دوستم داشته باش ...
شهرها میلرزند.. برگها میسوزند.. یادها میگندند
بازشو تا پرواز.. سبز باش از آواز.. آشتی کن با رنگ.. عشق بازی با ساز
دوستم داشته باش ...
سیب ها خوشکیده ..یاس ها پوسیده ..شیر هم ترسیده !
دوستم داشته باش ... عطرها در راهند ... دوستت دارمها آه چه کوتاه اند
دوستت خواهم داشت بیشتر از باران گرمتر از لبخند داغ چون تابستان !
دوستت خواهم داشت شادتر خواهم شد نابتر روشنتر بارور خواهم شد
دوستم داشته باش... برگ را باور کن آفتابی تر شو باغ را از بهر کن
دوستم داشته باش ... عطرها در راهند ... دوستت دارمها آه چه کوتاه اند
خواب دیدم در خواب آب آبی تر بود روز پرسوز نبود زخم شرم آور بود
خواب دیدم در تو رود از تب میسوخت نور گیسو می بافت باغچه گل می دوخت !
دوستم داشته باش ... عطرها در راهند ... دوستت دارمها آه چه کوتاه اند....
..................................................................................................................
به کعبه گفتم : من از خاکم و تو از خاک چرا باید به دوره تو بگردم
ندا آمد : تو با پای آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم
دیگه بسه . تا بعد از امتحانات خدا نگهدار
و از تاریخ ۲۰/۴/۸۷ تا پرواز به عربستان تنهایی بی تنهایی....!
اینم یه عکس بی ربط
البته بی ربط با عنوان هم نیست !

هیچ کس اشکی برای ما نریخت ...
هر که با ما بود از ما می گـریخت ...
چند روزی ست حالم دیدنیـــست...
حال من از این و آن پرسیدنیسـت...
گاه بر روی زمیــــــــن زل مـی زنم...
گاه بر حافــــــــــظ تفاءل مـی زنم...
حافظ دیوانه فــــــــــــالم را گـرفت...
یک غزل آمد که حالم را گرفـــت: ...
ما زیاران چشم یـــــــاری داشتیم...
خود غلط بود آنچه می پنداشـتیم...!

یه مرد وقتی گریه میکنه که یه چیزی و از دست داده و مطمئنه که پیداش هم نمیکنه .
ولی گریه یه زن وقتی هست که یه چیزی و بدست نیاورده ...!


اینطور منو نگاه نکن دستات روی دست من نزار
مریض میشی بغضتو هی نگه ندار
فدات بشم فدات بشم فدات بشم بزار برو
محال باور اشک من دیگه نمیبینم تو رو
صدات میلرزه عشق من اسمم رو هی صدا نکن
طناب دور گردنم بنداز دیگه نگام نکن
بمیرم واسه بغض تو فکر منو نکن برو
دلو اسیر من نکن اگه دوسم داری برو توروخدا گریه نکن
تصمیم آخرو بگیر چارپایه رو بکش برو چارپایه دستاشو بگیر !
با دست عاشقت بزار طناب رو دور گردنم می خوام فقط ادا کنم حقی که مونده گردنم
من میشکنم میرنجم فدای تار موهات
مهم تویی نرنجی برس به آرزوهات
مواظب خودت باش با قلب من چه کردی
دلواپسم نباشو به اشک کی بخندی ؟
بمیرم واسه بغض تو فکر منو نکن برو
اگر سراغمو گرفت بگید نشونی نزاشت
بگین از اینجا رفته بود چاره دیگری نداشت
اگر سراغمو گرفت این نامه رو بهش بدین
بگین که جا گذاشته بود پرسید کجا هیچی نگید
اگه بازم پرسید ازم اگر نکرد اشک و آه
چاره ایی نیست بهش بگید فلانی رفته زیر خاک
من میشکنم میرنجم فدای تار موهات
مهم تویی نرنجی برس به آرزوهات
مواظب خودت باش با قلب من چه کردی
دلواپسم نباشو به اشک کی بخندی
اگر سراغمو گرفت بگید نشونی نزاشت ........



googlef57e903c8584a623.html