تبليغاتX
کمپانی مرام و معرفت

farary

مجتبی (اشکان)

farary

http://farary.blogfa.com

کمپانی مرام و معرفت

کمپانی مرام و معرفت

کمپانی مرام و معرفت

من غریبه دیروز . آشنایی امروز و فراموش شده فردا .پس در آشنایی امروز مینگرم تا در فراموشی فردا یادم کنی... دل نوشته****خاطرات****موزيك****زندگينامه خواننده گان و ...

کمپانی مرام و معرفت

همدردی

 
اگه روزي احساس کردي ميخواي گريه کني حتما به من زنگ بزن
به تو قول نميدم که تورو بخندونم . قول ميدم  حتما همرات گريه کنم

._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._.
اگه روزي  ميخواستي فرار کني حتما به من زنگ بزن قول نميدم که
ازت بخوام بموني . قول ميدم که حتما همرات فرار کنم
 ._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._.
اگر روزي خواستي صداي کسي رو نشنوي حتما بمن زنگ بزن
قول ميدم پيشت بيام ولي ساکت بشمو هيچي نگم
._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._._.
اما !!! اما !!! اگه روزي به من زنگ زدي وصدائي نشنيدي حتما
حتما به کنارم بيا شايد به تو نياز داشته باشم

                                                        


من تمنا كردم كه تو با من باشي
تو به من گفتي
هرگز ــــــ هرگز
پاسخي سخت و درشت
و مرا غصه ي اين هرگز (( كشت))




دو بيتی

نگاه اولت کم عاشقم کرد نگاه دومم

عاشق ترم کرد نگاه سومت آتیش به پا

کرد نگاه چندمت خاکسترم کرد

**********************************

وقتی داری فکر می کنی که من دارم

 فکر می کنم که تو داری فکر میکنی که

 من به چی فکر می کنم دوست دارم

که فکر کنی دارم به تو فکر می کنم

   *********************************************************************

+ نوشته شده در جمعه پنجم فروردین 1384ساعت 12:30 بعد از ظهر توسط مجتبی (اشکان) |
هر چه میخواهد دل تنگت بگو
nosenjan   nosenjan  nosenjan  nosenjan

 

    از طرف پویا به بهترینم مجتبی

 

دوباره شب شد و من بيقرارم     **     كانكت كن، زود بيا، در انتظارم
بيا من آمدم پاي مسنجر     **     شدم مسحور آواي مسنجر
بيا هارد دلت را ما ببينيم      **    گلي از كنج هوم پيجت بچينيم
    بيا آيكون نماي بي نشانم      **     كه من جز آدرس ميل ات ندانم
بيا امشب كمي آن لاين باشيم       **     و يا تا صبح، تا سان شاين باشيم
!
 بيا "فرهاد" باز بي تو غش كرد    **       حتي هارد ديسكم هم كرش كرد      

بيا اي عشق دات كام عزيزم         **          به پاي تو دبليو ها بريزم
مرا در انتظار خويش مگذا       **    و يا ز اندازه آن، بيش مگذار
بيا اي حاصل سرچ جهاني      **         بيا اجرا كن آن فايل نهاني
بيا در دل، تو را كم دارم امشب      **        جدودا صد مگي غم دارم امشب
اگر آيي دعايت مي نمايم      **        دعا تا بي نهايت مي نمايم
اگر آيي دعاي من همين است     **    و يا نقل به مضمونش چنين است
مبادا لحظه اي دي سي شوي يار    **       جدا از پاي آن پي سي شوي يار
مبادا نام ما را پاك سازي    **   و كاخ آرزو را خاك سازي
بمان تا جاودان اندر دل من   **      بمان تا حل شود هر مشكل



                                                             

هنوزم وقتي messengerرو مي بينم به يادت ميفتم!اصلا ويندوزم بوي p.m هاتو ميده و كامپيوترم به اميد offline هات كار مي كنه و روزي صد مرتبه روشن ميشه.

password ويندوزم ID دوستداشتنيه توست.دوست دارم بشينم پاي كامپيوتر و هميشه تورو online ببينم مثل قديما.نمي ذارم از آرشيو كامپيوترم پاك شي تا روزي ده بار متن آخرين چتمونو بخونم.همينطور از آرشيو ذهنم.

statuseام هميشه اسم تو بوده ولي هميشه مي ترسم كه اسممو فراموش كني.دلم مي خواد اسممو رو هاردت save كني .دلم مي خواد بقيه رو ignore كني.

هنوز تو memoryت هست كه چقدر مي خنديديم.چقدر چرت و پرت مي نوشتيم.

مي دوني چرا دوست دارم؟چون هرگز مثل بقيه ازم pic وvoice نخواستي.ازم نپرسيدي خونتون كجاست.....چون عشقو گدايي نمي كردي.چون نيازي نداشتي.

يادمه يه بار گفتي يه جورايي به من عادت كردي منم بهت خنديدم و خواستم يه جورايي بحثو عوض كنم.مي دوني چرا چون من بيشتر بهت عادت كرده بودم.

ولي نه مگه ميشه؟مگه ميشه عاشق كسي شد كه فقط يه asl مي دوني ازش؟نه باورم نمي شد.

ولي بلاخره باورم شد.مي دوني كي؟وقتي مي خواستي بري.وقتي كه بايد مي رفتم.

ولي بازم نتونستم بگم كه دوست دارم.مي دوني چرا؟

چون منو تو شبيه هم بوديمو نبوديم.من وقتي ميومدم نت ميشدم مثل تو ولي وقتي dc مي شدم ميشدم.اما تو هميشه يه جور بودي.خوش به حالت....

هنوزم به ياد تو chatroom مي گردم.اما حوصله هيچكسو ندارم .اخه هيشكي مثل تو نميشه.

ID تو نميتونم delet كنم.تا وقتي ID من هست ID تو هم تو addlist هست.

مواظب باش ID تو hack نكنن.

منتظر offline هات هستم

 

با اجازه محمد ابوالحبیب



                                              سال نو مبارک

 

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

 

خدایا تو خود بهتر از من آرزوها و خواسته هایم را می دانی

 



فرستنده: سمانه

همیشه بیاد داشته باش تا به فراموشی بسپاری آنچه را

اندوهگین ات می کند .

اما ...........

هرگز فراموش مکن که به یاد داشته باشی آنچه را که شادمانت

می سازد.



احساس

مي گويند شيشه احساس ندارد...

اما امروز كه روي شيشه بخار گرفته نوشتم

دوستت دارم...

آرام آرام گريست...



                گفته  بودم  چو بیایی غم دل با توبگویم

               چه بگویم که غم ازدل برودچون توبیایی



تو اگر می دانستی

تو اگر می دانستی که چه دردی دارد

 که چه زخمی دارد

خنجر از دست عزیزان خوردن

هرگز از من خسته نمی پرسیدی ؟

که چرا تنهایی !!!!!!!!!!



سکوت عاشق شنیدن صدای معشوقش است



تقدیم به مهسا (یه دروغگو  و پست فطرت)

الاهي تو بميري من بمونم

سرقبرت بيام روضه بخونم

الاهي سرخک و عريون بگيري

تب مالت و فشار خون بگيري

اگر بردي از اينها جان سالم

الاهي درد بي درمون بگيري

 ای دوست 

اي دوست اي دوست

به جهنم که مرا دوست نداري

از بهر تو هرگز نکنم گريه وزاري

اگر روزي بجز من يار بگيري

الاهي تب کني فرداش بميري

الاهي تب کني فرداش بميري



 

فرستنده: ساناز
من .

من عاشق ِ شنيدن ِ نبض ِفردام !
من عاشق ؛
توي بارون رفتن و رقص خورشيد کردنم !
هر شب به عشق روز و نور ؛ بيدار ميشم .
شاد و خندان پر ميکشم ؛
براي فردا ؛
توي آسمون ِ امروز ؛
با گذشتن از مرزه ديروز .

ساناز

 




هنر دوست داشتن !

اين که تو
کساني رو دوست داشته باشي ؛
که تو دوست دارن ؛
هنر نيست
اگه تونستي اونايي رو دوست داشته باشي ؛
که دوستت ندارن ؛
هنره !!!!

ارشميدوس




فرستنده : ندا



فرستنده : نگار

                         هرگاه دفتر محبت را ورق زدي

           و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي

     هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي

 براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود

                                   بگو:يادت بخير

                                                    



سمیرا موذییییی  دلت میخواست سر نداشتی ولی مثل این بودی 

سمیرا مثل بعضی یا بی معرفت نباش نظر یادت نره

 

                                             

راستی آهنگ فراری حتما دانلود کن

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم فروردین 1384ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط مجتبی (اشکان) |
آرزوت چیه؟
mojtaba rastegar         mojtaba rastegar            mojtaba rastegar

 

من قول چراغ جادو هستم                               

اگر الان یه چراغ جادو داشتی چه آرزویی می کردی؟ 

                              

                                                  

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1383ساعت 1:40 قبل از ظهر توسط مجتبی (اشکان) |
جوک
يك روز يه تهروني دو تا جنده دهاتي بلند ميكنه ميبره خونه و به آنها ميگه شما بريد حمام تا من بيام خودش هم لباس هاشو در مياره و يك كاندوم هم ميكشه سر كيرش و ميره تو حمام يك دفعه يكه از دختر دهاتي ها ميزنه تو پهلو رفيقش و ميگه :زينب ،زينب نگاه بكن ببين چه كير نوي داره هنوز نايلونش رو نكنده

 يك روزيه زنه لرزان لرزان ميره تو دارو خانه و ميگه آقا ببخشيد شما كير مصنوعي داريد داروخانه اي با تعجب ميگه داريم خانم و زنه همان طور لرزان ميگه ببخشيد مارك وينست هم دارين دارو خانه اي هم باز با تعجب ميگه بعله داريم كه خانمه لرزان ميپرسه ببخشيد ميدونيد چطوري خاموش ميشه؟



يارو داشته واسه رفيقاش خالي ميبسته كه: آره اون روز رفته بودم شكار، يهو يك خرس وحشي ديدم، زدم با يك تير كارشو ساختم. وقتي خواستم ببرمش ديدم خيلي سنگينه، يه رونش را كندم انداختم رو شونه‌ام، بقيه‌اش رو گذاشتم براي لاشخورها. ديگه داشتم برمي‌گشتم كه يه خرس گنده ديگه بهم حمله كرد، اونم شكار كردم و يه رونش رو كندم و انداختم روي اون يكي شونم. يهو تلفن زنگ ميزنه، يارو ميره تلفن رو جواب ميده، وقتي برميگرده يادش رفته بوده داشته چي ميگفته. به رفيقش ميگه: خوب كجا بودم؟ رفيقش ميگه: اونجا كه دوتا رون رو شونت بود. يارو ميگه: آره داداش داشتم مي گفتم, دوتا روناشو گذاشتم رو شونم و آقا آاااي كردم

 از رشتيه پرسيدن اسم خانوادات را بگو، گفت صايران ـ موبايل ـ آمريكا گفتن يعني چه گفت دخترم صاايران كه هرروز بهتر از ديروز زنم موبايل كه هيچوقتا در دسترس نيست خودم هم آمريكا كه هيچ غلطي نميتوانم بكنم



شعر خنده دار

بيا که مي‌کنمت اي نگار حور جمال / نثار جان، نبود لايق تو گر زر و مال

هزار بار فزون کرده‌ام تو را شب و روز / دعا به دولت و عمر و ثنا به جاه و جلال

شبي بيا که من بر درت نهم تا صبح / سرِ ارادت و تسليم و عجز و بنده مثال

تو خواب بودي و تا دسته من فرو کردم / به چشم دشمنت اين خنجر چو آب زلال

منم هميشه که تر ميکنم درت شب و روز / زِ آب ديده که از خون شده‌ست مالا مال

زِ روي مهر و محبت بيا بخور اي دوست / غم مرا که مرا ساخت درد و غم پامال

چه ميشود که بگيري بمالي از سر مهر / مرا تو دست و به سر، دستم اي خجسته مثال

تو نيز چون پدرت کرده‌اي به دادن خوي / که بود منبع احسان و معدن افضال

همه قبيله تو بودند يكسره پشت / براي عالي و داني به گاه تنگي حال

به هر حيل که بود بر دل تو خواهم کرد / تو خوش‌ بخواب که من‌کرده‌ام براي ‌تو راست

قد شجاعت و مردانگي چو رستم زال / به شب نمي‌بردت هيچگاه تا ندهي

شبي نميشوي آسوده تا تو را نکنند / خبر زِ راحتي ايتام و سيري اطفال

خوش آن اديب که او ميکند برادر تو / ادب که‌چون‌تو شود، در سخا و فضل ‌وکمال

ترا که خرمي‌ دل به دادن است، بده / که نيست مردم بخشنده را زيان و زوال

روا بود اگر امروز من تو ر ا بکنم / ثنا که نيست در جهان نظير و همال

بده به مستحق و خوش بخواب تا بکند / خدا تلافي آنرا به ذره المثقال



گفتگوي مادر با دختر فريب خورده‌اش

مادر گويد:

اي دختر من باز كه تو حامله هستي / يك بار دگر منتظر قابله هستي

بايد كه بگيري جلوي اين شكمت را / اينقدر چرا تو شكمويي، دله هستي؟

دختر گويد:

والله شدم از دست خودم پاك كلافه / رفتيم شبي با پسري جانب كافه

ديديم كه آن كافه شلوع است ز مردم / گفتيم كمي هم برويم زير ملافه!

مادر گويد:

حيف از پدر و مادر اينقدر نجيبت / افسوس كه از حجب و حيا نيست نصيبت

تشريح بكن بود چطوري جريانش؟ / آخر به چه تدبير، چنين داد فريبت؟

دختر گويد:

او بر لب من بوسه زد و لال شدم من / حرفي زد عروسي زد و خوشحال شدم من

من غرق خوشي بودم و در فكر عروسي / افسوس كه يك مرتبه اغفال شدم من!

مادر گويد:

انگار كه در روي زمين هر چه بلا بود / از روز عزل، قسمت ما، طالع ما بود

ما چاره نداريم كنون غير شكايت / نامش چه بود آن پسرك، اهل كجا بود؟

دختر گويد:

اي مادر دور بود از تو بليه / بايد بكنم بنده يكي ليست تهيه

يا كار حسن بوده و يا كار منوچهر / يا ايرج و يا ناصر و يا اينكه بقيه!!

                                                        

 



 فرستنده: افشین

    كنكوريها

کنکوري‌ها به سه دسته تقسيم ميشوند:

 ۱- خرخونها:

موجوداتي شبه انسان، از نظر اين گروه زندگي يعني کنکور، کنکور يعني زندگي. شک ندارم آنها يکسال تمام است که خود را در آينه نديده اند. در طي اين يکسال حرفي جز در مورد درس و تست و کنکور از دهن آنها خارج نشده، آنها يکسال تمام است که در حال زدن خر بدبخت هستند و حتي در اين دقايق آخر نيز دست بردار نبودند. آنها در اين يک سال شايد فقط يکي دو شب، شش ساعت خوابيده باشند به اين اميد که بعد از قبولي در دانشگاه يکي دو هفته‌اي فقط بخوابند. من به اين دسته پيشنهاد ميکنم از همين الان بروند و با خيال راحت بخوابند و هيچ خودش را ناراحت نکند زيرا که رتبه‌هايشان از هم اکنون فروخته شده است.

2-درس خونها:

انسانهايي که در طي اين يکسال هم درسشان را خوانده‌اند هم خودشان را در آينه ديده‌اند، هم سريالهاي آموزنده‌ي صدا و سيما را تماشا کرده‌اند و فيض برده‌اند، هم با دوست پسر يا دوست دختر خود... (از ذکر ساير موارد به دليل مسائل امنيتي معذورم)

3- بي خيالها:

گروهي هستند که اکثر آنها تحت تاثير ترانه‌ي «خيالي نيست» قرار گرفته‌اند و در طي اين يکسال کلاً بي‌خيال کنکور و درس و مدرسه شده اند. آنان بسيار باهوشتر از دو دسته‌ي اول هستند زيرا مي‌دانند سؤالات کنکور شب امتحان به دستشان ميرسد، پس چه نيازي به زحمت کشيدن است.
اين گروه يک سال تمام خوردند و خوابيدند و آن شب زنده‌داريهاي گروه اول را تحمل نکرده اند و فقط يک شب پا به پاي دسته‌ي اول بيدار مي‌مانند (براي خواندن سؤالات کنکور). اين دسته به احتمال 99 درصد به دانشگاه راه پيدا ميکنند. (اون يک درصد را هم محض خنگ بودن طرف گفتم).

بله، اينها آينده سازان مملکت ما هستند.



فرستنده: عبداله رستمی

 

راهنماي باكلاس شدن يا چگونه باكلاس شويم؟

در راستاي اينكه تعداد كثيري از مردم مي‌خواهند باكلاس شوند ولي نمي‌دانند چطوري مي‌توانند اين كار را انجام دهند، راهنماي باكلاس شدن يا چگونه باكلاس شويم براي پسراني كه از نظر مايه‌تيله مشكلي ندارند تقديمتان مي‌شود:

1- مكان خانه در زعفرانيه، جردن يا ايران زمين باشد.

2- مدل ماشين سي‌يلو كمتر نباشد، پژو 206 يا اپل كورسا توصيه مي‌گردد.

3- گوش دادن نوار جنيفر لوپز با صداي معمولي در ماشين.

4- داشتن يك وبلاگ باكلاس به زبان انگليسي.

5- علاقه به دلستر(!) و پيتزا سبزيجات.

6- پاتوقها: استخر ايران زمين و كافي‌شاپ خيابان دولت، هر جمعه.

7- ژل به مقدار كم.

8- داشتن موبايل نوكيا 3310 و گذاشتن آهنگ هتل كاليفرنيا روي آن.

9- رساندن دوستان تا خانه‌شان با ماشين.

10- و آخر اينكه: سعي نكنيد سر هر موضوعي كل بيندازيد و خودتان را كم‌حرف نشان دهيد.

 بچه ها جك تون بفرستيد تا با اسم خودتون ثبت كنم .

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اسفند 1383ساعت 2:20 بعد از ظهر توسط مجتبی (اشکان) |
من كي هستم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 

من كي هستم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من همون برنده هستم

كه بي يه همدم اينجاست

همون همدمي كه عمريست

به هوايش ميزم بال

دوست دارم بيشش بمونم

ولي اينجوري نميشه

آخه رسم روزگاره

كه عاشق تنها بمونه

اگه كه عاشق هميشه بيش معشوقش بمونه

كه ديگه از عشق اون كافر نميشه

يا كه مثل ليلي مجنون

نمي ميره يا كه ديوونه نميشه

اگه هر عاشق و معشوق

زودي به هم ميرسيدند

ديگه عاشقي نميموند

كه واسه همديگه بميرن

همه شيريني عشق

دوري و چشم انتظاريست

كه به جاي خودشم

يه جوري ديوونه بازيست

نميشه گفت : ديوونه

نميشه گفت : جداي

ولي ميشه گفت عاشق

كه يه عمري رهايست

 

كاشكي خوشتون اومده باشه              زادگاه من مرودشت

دوست ندارم وقتتون بيهوده تلف بشه

دوست دارم وقتي ميخواين از وبلاگ برين بيرون

در مورد وبلاگم نظر بدين

نه اينكه هنوز وبلاگ باز نشده ببندينش و دوتا فحشم ....

خوب يه شعر ديگه كه خودم خيلي خوشم اومد

بخونين

 

گل رز

من مثل يك باغبونم

كه تو يك باغ بزرگم

باغي كه واسم عزيزه

بر گل گلهاي زيباست

ولي بين اين همه گل

يك گل واسم عزيزه

گل رزي كه تو گلها

تنها و خيلي غريبه

باغبون بيشش ميشينه

هي واسش از عشق ميخونه

ولي افسوس اين گل رز

دل به باغبون نميده

 

تقديم به تو با يك سبد عشق

دوست دارم نظرتو بگي

دوستت دارم خيلي زياد

ولي روم نيست بهت بگم

قربونه همتون

دوستتون دارم


آری دوست داشتن زيباست گر چه پايان راه نا پيداست
من به پايان دگر نينديشم که همين دوست داشتن زيباست
فروغ


آن صداي آشنا

هراسي نداشته باش با قلبي سرشار از عشق و محبت لحظه هاي پر بارت را نظاره كن تا زيبايي درونت بر سيمايت نقش بندد . صدايم را هميشه خواهي شنيد .با تو سخن خواهم گفت ! صداقت .عشق. توانگري. شادي و شهامت در وجود توست .الوهيت تو در وجود توست به دنبال چه مي گردي ؛اكنون ؛ را درياب و صداي درونت را بشنو .

با تو هستم ! اي همه لبريز از عشق و دوستي

سال نو مبارك

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اسفند 1383ساعت 9:8 قبل از ظهر توسط مجتبی (اشکان) |
cod baray baz shodan safhey digar
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم اسفند 1383ساعت 3:55 بعد از ظهر توسط مجتبی (اشکان) |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا