تبليغاتX
کمپانی مرام و معرفت

farary

مجتبی (اشکان)

farary

http://farary.blogfa.com

کمپانی مرام و معرفت

کمپانی مرام و معرفت

کمپانی مرام و معرفت

من غریبه دیروز . آشنایی امروز و فراموش شده فردا .پس در آشنایی امروز مینگرم تا در فراموشی فردا یادم کنی... دل نوشته****خاطرات****موزيك****زندگينامه خواننده گان و ...

کمپانی مرام و معرفت

همه چیز به عقب بر میگردد
تو همون حس غریبی که همیشه با منی تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنیتو امید انتظاری تو دلای ناامید مثل دیدن ستاره تو شبای ناپدیدچه غریبونه گذشتن جمعه های سوت و کور هنوز اما نرسیدی ای تجلی ظهور با توام با تو که گفتی تکه گاه عاشقایی میدونم یه دنیا دوری ساده ای بی انتهایی مثل لالایی بارون تو کویر بی صداییتو خود عشقی میدونم ناجی فاصله هاییتو همون حس غریبی که همیشه با منی تو بهونه ی هر عاشق واسه زنده بودنیتو امید انتظاری تو دلای ناامید مثل دیدن ستاره تو شبای ناپدیدعمریه دلم گرفته گله دارم از جدایی غایب همیشه حاضرتو کجایی توکجایی
تو کجایی توکجایی
فرستنده : نگار

حرف هایی ست برای نگفتن
و ارزش عمیق هر کسی حرف هایی ست که برای نگفتن دارد
و کتاب هایی هم هست برای ننوشتن
و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی
که باید قلم را بکنم و دفتر را پاره کنم و جلدش را به صاحبش پس بدهم
و خود به کلبه ی بی در وپنجره ای بخزم
و کتابی را آغاز کنم که نباید نوشت
         وکتابی را آغاز کنم که نباید نوشت
 
فرستنده : ققنوس
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 5:30 بعد از ظهر توسط مجتبی (اشکان) |
مرداب

 

آینه را دوست دارم چون در آن همه چیز ساکن است

به نظرم آینه اسم دیگر سنگ قبر است...

 

 

می دونی چیه؟تو بزرگ ترین گناه آفرینشی حتی خدا هم از آفریدن تو پشیمون شده.خدا با آفریدن تو بلایی سر بشر اورد که همه رو خلوت کرد همه رو شاعر کرد.دیوونه کرد. چرا؟چرا تو باید بتونی به خودت اجازه بدی که با همه این کارو بکنی؟چرا تو باید این طوری باشی؟چرا تو باید توان زندگی کردن رو از همه سلب کنی؟نمی خوام تو کار خدا دخالت کنم ولی آفریدن تو اشتباه بود. بلا بود یا شایدم تو یه آزمایش الهی هستی. شاید هم یه فرشته ای که از جانب از خدا نازل شده یا شایدم یکی از هزار چهره شیطان هستی که می خوای در درون مردم رسوخ کنی و دین و ایمانشونو ازشون بگیری. اگه تو یه امتحانی باید بگم که همه عالم تو درس تو تجدید آوردن. هیچ راه گریزی هم نیست و هیچ امتحان دوباره ای.

اگه یه فرشته ای باید بگم که تو حتما بهترین و نزدیک ترین فرشته به خدا هستی و اگه یکی از هزاران چهره شیطان هستی باید بگم که خیلی ماهرانه تونستی همه رو از دینشون به دور کنی. همه رو کافر کردی بعد هم مجبور کردی که دین خودتو بپذیرن. ولی نه، تو همون بزرگترین گناه آفرینشی

و اینم یه عکسی که اصلا به مطلب بالا ربطی نداره!

 

love sad 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 1:9 قبل از ظهر توسط مجتبی (اشکان) |
کلیک ؟؟؟!!!
کلیک نکنید !!!!؟؟

                                     

نظر یادت نره.
 
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 2:11 بعد از ظهر توسط مجتبی (اشکان) |
ساده بگم

 
می خوام ساده بگم

تو آسمونت رنگی ندارم مگه نه؟ دیگه از من خسته شدی منو از یاد بردی مگه نه؟

میگی بهت خنجر زدم
 
بگو زیر قولت زدی مگه نه؟

از انتظاریه چیز بگم

رفیق جدید مبارکه مگه نه؟

جمله دوست دارم می خوامت

خالی بندیات حرف نداره ، مگه نه؟

می خوام ساده بگم

تو دلت جایی ندارم بگو نه ،غروب قشنگه مگه نه؟

شنیدم مایوس شدی می خوای بری بگو نه
 
بزار برات قصه بگم

یک بود یکی نبود بجزمن و تو هیچکی نبود ، نگو نه

یه عاشقی بود که شبهاش با تو صبح می شد یهویی دلشو شکستی ، نگو نه

وایسا بینم تو دلت یه جا اسیره شنیدم دلت بد جوری گیره ، نگو نه

منم حالا ولت می کنم اگه راست می گی حالا بگو نه
 
 
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 2:57 بعد از ظهر توسط مجتبی (اشکان) |
سال ها خواهند گذشت
به ياد کدامين خاطره اينگونه دست و پا می زنم و به عشق کدامين ياد اينگونه لبريز از اشکم ؟
 گذشته را به ياد دارم ... کودکی ام را ... نو جوانی ام را .
 اينک جوانم . با شوق جوانی . با عشق جوانی .
 امروز در شور لحظه لحظه های جوانی ام بهار را با تمام وجود می پيمايم .
 آری
بهار آمد با تمام رنگها و چهره هايش .
 چهره هايی که هميشه مرا می ترساند .
 بهار هزار رنگ هر سال صورتی متفاوت از سال پيش دارد .
 گاهی زيبا گاهی زشت
 گاهی سياه و گاهی سفيد
 گاهی روشن و گاهی خاموش ...
 سال گذشته برايم رنگی از ديوانگی داشت .
 امسال بهار برای من با رنگی از زهد آمد.
 سالها خواهند گذشت و بهار همچنان با من بازی خواهد کرد.
 بازی که گاهی چنان رعب آور است که خدا را فراموش می کنم .
   
حقيقت اين است که زندگی سخت است وخطرناک .
 اين است که آنها که به دنبال خوشحالی وبهروزی خودشان هستند آنرا نمی يابند.
 اين است که ضعيفان بايد رنج ببرند .
 اين است که آنها که توقع عشق دارند ، نااميد خو اهند شد .
 اين است که آنها که طمع کارند سير نخواهند شد.
 اين است که آنها که در جستجوی صلح و آرامش هستند ، ستيزه می جويند .
 اين است که شادی از آن کسانی است که از تنهايی نمی ترسند .
 اين است که زندگی فقط از آن کسانی است که از مرگ نمی ترسند.
 ای زندگی ! ای ابديت ! ای نيستی ! ای گذشته ! ای گردابهای بی پايان ...
 بااين روزهای پياپی که در کام خود فرو ميبريد چه می کنيد؟
 آخر سخنی بگوييد !
 آيا اين لذت بی مانند را که بدين بی رحمی از ما می رباييد روزی پس خواهيد داد ؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 5:5 بعد از ظهر توسط مجتبی (اشکان) |
قلب بي وفا دلسپردن نداره...

گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم             
                        که دگر با تو از اين گونه خطاها نکنم
بوسه دادی و چو برخاست لبت از لب من                  
                           توبه کردم که دگر توبه بی جا نکنم 

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 9:44 قبل از ظهر توسط مجتبی (اشکان) |
لبخند بخند دیگه خسیس ----1---2----3---عکستون آماده هست بخن

یه مدته که جک و لطیفه و از این جور چیزا نگذاشتم امید وارم خوشتون بیاد البته اونی که باید خوشش بیاد من مطمئنم که ... اینم چند تا جک که دوستام برام sms کرده بودند

گفتم بگذارم شما هم یه کمی بخندید .

راستی نظر یادتون نره بابا یه نظری یه حرفی مطلکی جکی طنزواره ای یه چیزی بگید قهر میکنما ...!

 

به ترکه می گن دودوتا؟ می گه: بی خیال بابا جمله بده بسازیم

می گن شمشیر تیز همه چیزو دوتا می کنه بنازم به شمشیر عشق که دوتارو یکی می کنه

به ترکه می گن امریکا می خواد حمله کنه .می گه : دیدی خاک تو سرمون شد حالا کی می خواد جلوی ارنولد رو بگیره؟

ایرانی ها را به 4 طریق می توان شناخت: 1 زیر شلواری راه راه ابی 2 وقتی بستنی لیوانی باز می کنند درش را لیس می زنند 3 هربار که یک قلپ نوشابه می خورند به شیشه نگاه می کنند 4 تو چهارچوب در وامی ستتند می گویند بفرمایید.

به ترکه می گن اگه دنیارو بهت بدن چکار می کنی؟ می گه : من فعلا می خوام درسم رو ادامه بدم

صبح که از خواب پا میشم نمیتونم صبحانه بخورم چون به فکر تو هستم

ظهر که نوبت ناهار میشه نمیتونم ناهار بخورم چون تو فکر تو هستم

شب که نوبت شام میشه نمیتونم شام بخورم چون تو فکر تو هستم

شب وقتی میخوام بخوابم خوابم نمی بره چون خیلی گرسنه ام (عمرا که فهمیده باشی )

بادمجونه می ره جلو اینه می گه: سیا نرمه نرمه............

با تبریک به مناسبت دستیابی کشورمون ایران به فن اوری هسته ای از تمامی هموطنان عزیز عاجزانه تقاضا دارم سجده شکر به جا اورید(باتشکر استاندار قزوین)

وقتی یک سگ برای خور خور کردن.یک گربه برای بیرون موندن .یک طوطی برای قسم خوردن . ویک راسو برای چسیدن یه مارمولک برا موذی بودن یه آفتاب پرست برای هزار رنگ شدن داشته باشی دیگه نیازی به زن نداری!!!

سلام خوبی؟ یه لطفی به من می کنی؟ یه عکس تمام قد از خودت بگیر برام بفرست؟؟ باشه؟ اخه می خوام پاسور بازی کنم جوکر گم شده .ممنونم

 

عروس داماد شب اول به چی فکر می کنن؟ 1درصد به همدیگه 2درصد به دوستاشون 3درصد به بچه 95 درصد به اینکه نشون بدن اولین بارشونه

به ترکه می گن چه ارزویی داری؟ می گه کاش زنهارو می شد مثل اسکناس خورد کرد مثلا یه 40 ساله بدی دوتا 20ساله بگیری

به ترکه می گن فرق کچل با هواپیما می دونی چیه؟میگه بابا ما ترکیم خر که نیستیم کچل که اصلا فرق نداره هواپیما هم نکته انحرافی بود

می دونی چرا خانوما فوتبال بازی نمی کنن؟ چون خیلی کم پیدا می شه 11تا خانوم یه جور لباس بپوشن

علی دایی می ره اردبیل نون بگیره چادر سر می کنه تا اونو نشناسن تو صف خودش رو می چسبونه به یه خانوم توپولی .خانومه می گه:علی ول کن منم رضازاده

ترکه تو قرعه کشی بانک شرکت می کنه واسش شش ماه زندان در می یاد

ترکه داشته خاطره تعریف می کرده می گه ما سال 49 با دونفر دعوامون شد البته سال 49 دو نفر خیلی بود

به ترکه می گن: چرا می ری دستشویی در رو نمی بندی؟ می گه: نه بابا می خوای من درو ببندم که تو بیای از سوراخ کلید نگام کنی؟

ترکه دستشویی بوده موبایلش زنگ می زنه پسرش بوده می گه : بابا کجایی ؟ می گه یه جایی .پسره می گه: مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتم بخورو بیا

یه بار یه قمری با یه بلبل ازدواج می کنه بچشون می شه: قنبل

 

کلاغی قالب پنیری دید .........به دهان گرفت و زود پرید.................بر درختی نشست در راهی...........که از ان می گذشت روباهی.............روباه می یاد پای درخت می گه:چطوری جیگر؟................جیگرتو بخورم خام خام.................چه سری چه دمی ایول بابا اخر سر و دمی تو به مولا...............نیست بالاتر از مشکی رنگی...............مشکی رنگ عشقه...........یه دهن برامون اواز بخون بینیم................کلاغ پنیرو گذاشت زیر بالش و گفت: انرزی هسته ای حق مسلم ماست!!!

 

ترکه داشته با یه حرصی یه اسب رو نگاه می کرده.می گن: چته؟ می گه کاش تحصیلاتمو ادامه داده بودم ها

به ترکه می گن اسگل ترین خواننده کیه؟ می گه فرشید امین.می گن : چرا؟ می گه : اخه پدر سگ نمی دونه خدا شب رو واسه چی افریده

ترکه خودشو تو اینه می بینه می گه این چقدر اشناست؟ .بعد از یک ساعت فکر کردن می گه: اهان این همون پدر سگیه که امروز تو ارایشگاه یک ساعت زل زده بود به من

دیگه به نظرم کافی باشه بدرود... 

چه روزها گذشت و از چه ها گذشتیم

و چه کسانی بی تفاوت و یا شاید متفاوت ازکنارمان گذشتند

و چه ها که کشیدیم وچه بسیاری که نکشیدیم

و چه وقتها که دلمان گرفت و چه بی وقتها که دلگیر شدیم چه وقتهایی که باعث دلتنگی دیگران شدم

و چه لحظهایی که بودیم و چه لحظه ها که نبودیم چه لحظه ها که از بودنم بدم می آمد .

آری بیشتر شنیدیم تا گفتیم لااقل اینو خودم می دونم.. چه دروغها و راستها و کجها و سزا ها و نا سزاها که گفتیم و شنیدیم

و گذشت و گذشت و گذشتت...آخر "این" شدیم و نمی دانم تا کجا این می مانم شاید تا امشب شاید هم ففردا شاید هم ...

 

آرزویی ما برگ بیدی بود آنهم باد برد که برد !

اشک

راستی مصاحبه دی جی مریم که دیگه ایران نیست هم تو قسمت زندگی نامه خوانندگان گذاشتم و همچنین چند تا آهنگ ناب و جدید هم تو قسمت موزیک هست

منتظر مطلب بعدی باشید نظر هم یادتون نره ...

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 8:42 بعد از ظهر توسط مجتبی (اشکان) |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا