واقعيت مسخره تر از آنی است که میگويند.

در قصرتنهای خودم نشسته بودم و از تو برای خودم نقاشی میکشیدم
و تو هم به من زل زده بودی .
به صورت مثل ماهت و دستهایی نرم و لطیفت که صدها بار از ته دل
فشردمشون وای قرار نبود من تو رو با چشمات بیاد بیارم .
تا تو هستی ماندن من معنی داره اگه بری مردن من معنی میگیره .
احساس عجیبی بهم میگه تو نیمه گمشده من هستی .
نقاشیم داره به نامه نگاری تبدیل میشه.
وای خدایا...؟ من تو رو ندیده ام و اینقدر بهت عادت کردم ؟ نه این عادت نیست...
امروز کوچه کنارتون هستم و اینقدر دلتنگ تو هستم , فردا که به نقطه ی
دیگری ازجغرافیا رفتم چه کار کنم ؟
چقدر شیرین است وقتی آدم کسی را پیدا می کند که با او ,دردهایش ناچیزو
غم هایش فراموش.
سکوتی میکنم
سنگین تر از فریاد.....!

اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره .
دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي
استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه
هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه
هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم
خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش
بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما
ميشکنه
سلام یا خداحافظ ؟
پیله ایی پاره میشود وباز پروانه ایی متولد شد وبه مادرش طبیعت سلام میکند و همه دنیا به خاطر این تولد خندانند و جشن امشب را با ستاره ای طلایی و ماه تابان میگیرند باد و قاصدک ها امشب تا صبح بیدارند و همه را برای این تولد دعوت میکنند در این مهمانی من هم دعوتم
اما اون پروانه من نیستم پیله من امشب شفیره شد
امشب من با پروانگی هایم خداحافظی میکنم
فرشته ایی امشب قرار است از آسمان بیاید وپیله بی کسیم رو با خود ببرد
چشمانم را برای همیشه به روی هر پروانه ایی میبندم
ولی هرگز فراموش نکن پروانه ایی که با دستان مهربانی متولد شد عاشقی ها کرد به دور شمع دلت سوخت وبالهایش را که تنها چیزهای با ارزش او بودند را به خاطر تو از دست داد و با تمام وجودش تلاش کرد که همان پروانه ایی شود که تو میخواهی !
وناباورانه پیله تنهایی به دور خو دتنیدم وعاقبت من همون پیله بزرگی شد که تا چند وقت دیگه برای همیشه
حتی از صفحه وبلاگ هم حذف میشه اما اکنون زخمی تر از دیروز در این کلبه تنهایی به انتظار فرشته ام نشسته ام و دانه های تسبیح هم را گسستم به خدا هم به خدا هیچی نگفتم!
آن روز را به یاد میارم که پروانه ام با وجود تو
چه شکوفا به دنیا آمد بدون هیچ خواهشی وا کنون تنها خدا میداند و فرشته کوچک همیشه همراهم
در آن پیله تنهایی بدون تو چه عاشقی هایی که نکردم !
و چقدر سخت است گذشتن از آن همه عشق و دوست داشتن و تنها خاطراتم با من می مانند و بس!
حال که پروانهء آزادم در یافتن راهی برای عاشقیست او را با تمام وجودم میبوسم و کنار میگذارم
برای همیشه و این پروانه با فرشته کوچولوی خوشبختم برای همیشه به آسمان ها خواهند رفت
تا داستان زیبای عاشقی هایم را در حضور خودش مکتوب کنند تا روزی که باز همدیگر را ببینیم
میدونم یه روزی یه جایی همدیگرو میبینیم جایی که هرگز نمیتونی با چشمات راست بگی با زبونت
دروغ! جایی که واقعا جای تک تک زخمامو واقعا می بینی !
جایی که همه مون توی یک دادگاه پراز گلهای رز ملاقات داریم جایی که غبار پشیمونی هرگز معنا نداره
تو در اون دادگاه پاسخ خواهی داد به تمام سوالاتم اما حالا دست به هیچ زخمم نزن خودم میدونم که:
سهم من از تو دوریه تو لحظه های بی کسیم قشنگیه قسمت ماست
که ما به هم نمی رسیم
من میرم ولی باز تو بدون همیشه یادتو از خاطرمن فراموش نمیشه ......
عشق من همیشه به یادتم تا ابد ......
خب امیدوارم پایان قشنگی باشه همون طور که مینویسم یادم می افته به تموم لحظه هام
به تمام خاطراتم با این فراری عزیز واقعا ازش ممنونم که نگذاشت حرفهام تو گلوم بمونه
این داستان پروانه ایی که دیگه واسه همیشه میره همین امشب وتموم خاطراتشو تو سینش حک کرده پروانه ایی که دیگه فردا نیست
و چه خوشبختم زمانی که امشب چشمانم را میبندم برای همیشه زیرا یقین دارم مرگ پایان هیچ پروانه ایی نیست امشب پیله ایی پوسیده که خانه کوچک خاطراتم بود را رها کردم و فردا در باغ آرزوها به یادت پرواز خواهم کرد و تو هرگز پروانه ایی که امشب متولد شد را نخواهی دید و همه گمان خواهند کرد که شفیره شده است آری همیشه حقیقت غیر از آن چیزی است که میپنداری !
و چه خوش باور بودم من که تورا همرنگ بالهایم میپنداشتم با رنگین کمان باید سخن گفت و با ماه باید درددل کرد خواسته هایم را امشب به باد خواهم داد و شهاب با فروزشش از آسمان آرزوهایم را براورده خواهد کرد همرنگ طبیعت باید شد تا بفهمی در مهمانی ما امشب چه جشن و سروری به راه است این تولد دوباره ام در دنیا خواهد پیچید زیرا من کسی شده ام که طعم واقعی عشق را چشیده ام خدایا متشکرم
خب در آخر با تمام دوستان فراری عزیز خداحافظی میکنم امیدوارم هر جا هستید شاد خندان باشید و موفق و سلامت و آرزو میکنم به تموم آرزوهاتون برسید ققنوس جان آیدا عزیز و مجتبی آقای مدیر خداحافظ
از همتون ممنون که مطالبمو می خوندید(بای )
واما تو آره خود تو تو که خیلی دیگه از من دوری با تو هم باید خداحافظی کنم ؟
نمیدونم دیگه حرفی ندارم یعنی ولش کن (چشمک) باورم شد که تو نتونستی پیدا بشی
دیگه هم دنبالش نمیگردم اگه خواست خودش پیدام میکنه
من هیچ تصمیمی نگرفتم بجز اون چیزی که تو خواستی واسه همیشه رفتم
امیدوارم همیشه شاد باشی وسلامت هیچ وقت فراموشم نکن همین! بای (غمگین)
آهنگ مجید خراطها برای اختتامیه تقدیم به خود خودت بای
بی تو این روزای روشن واسه من تاریک و تاریک وقتی بی تو تک و تنهام زندگیم معنا نداره
از همون روزی که رفتی دل به هیچ کسی ندادم فکر می کردم می رسی یه روز تو بی کسیم بدادم
گفتن لحظه آخر واسه من هنوز سواله دیدن دوباره تو فقط تو خواب و خیاله
لحظه های آخر تو توی قلب من میمونه
هیچکی مثل من بلد نیست قدر چشماتو بدونه.....قدر چشماتو بدونه
رفتی و چشمای خیسم یادگاری از تو مونده بی وفاییات هنوزم تو رو از دلم نرونده
چشم به راه تو میمونم تا که برگردی دوباره میترسم وقتی که نیستی دل من طاقت نیاره
گفتن لحظه آخر واسه من هنوز سواله دیدن دوباره تو فقط تو خواب و خیاله
رفتی اما خاطراتت توی قلب من میمونه هیچکی مثل تو بلد نیست دلمو بسوزنه
تا وقتی که زنده هستم چشم براه تو میمونم تو دیگه رفتی که رفتی نمیای پیشم میدونم
اما هر کجا که هستی منو تو دلت نگه دار با چشای خیس و گریون
من میگم خدانگهدار!



