
دوستم داشته باش ...دوستم داشته باش!
بادها دلتنگند ..دستها بیهوده.. چشمها بی رنگند
دوستم داشته باش ...
شهرها میلرزند.. برگها میسوزند.. یادها میگندند
بازشو تا پرواز.. سبز باش از آواز.. آشتی کن با رنگ.. عشق بازی با ساز
دوستم داشته باش ...
سیب ها خوشکیده ..یاس ها پوسیده ..شیر هم ترسیده !
دوستم داشته باش ... عطرها در راهند ... دوستت دارمها آه چه کوتاه اند
دوستت خواهم داشت بیشتر از باران گرمتر از لبخند داغ چون تابستان !
دوستت خواهم داشت شادتر خواهم شد نابتر روشنتر بارور خواهم شد
دوستم داشته باش... برگ را باور کن آفتابی تر شو باغ را از بهر کن
دوستم داشته باش ... عطرها در راهند ... دوستت دارمها آه چه کوتاه اند
خواب دیدم در خواب آب آبی تر بود روز پرسوز نبود زخم شرم آور بود
خواب دیدم در تو رود از تب میسوخت نور گیسو می بافت باغچه گل می دوخت !
دوستم داشته باش ... عطرها در راهند ... دوستت دارمها آه چه کوتاه اند....
..................................................................................................................
به کعبه گفتم : من از خاکم و تو از خاک چرا باید به دوره تو بگردم
ندا آمد : تو با پای آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم
دیگه بسه . تا بعد از امتحانات خدا نگهدار
و از تاریخ ۲۰/۴/۸۷ تا پرواز به عربستان تنهایی بی تنهایی....!
اینم یه عکس بی ربط
البته بی ربط با عنوان هم نیست !

