سلام..
قلمی وتکه کاغذی برمیدارم تا بنویسم که نامم مریم..ساکن شیراز..از دوره درس وکتاب ودفتر والبته جریمه وتقلب وجایزه ام گذشته....
.که ناگهان باز این زیبای غمگین از راه میرسدوبی هیچ غرور،آرام وسنگین در گوشه ای ماوی میگیرد
.دیگر دستم فرمان از مغزم نمیبرد.همه تن دوباره اومیشوم.با اینکه لحظه ای بیش
نمی ماند...خورشید گلگون را میگویم که هم اینک مرا نیز به اندوه بیکرانه خویش میخواند.
هر گاه این نازنین از راه میرسد خوب میدانم که تو با او تا دورترین دشتهای تنهایی
همسفر خواهی بود.واین کار هر روز توست، که انقدر غم ها را در دل ودل را برای آن
لحظه ناب نگه داری تا او آرام وسنگین از راه برسد...
چه میدانم لابد مثل من فکر میکنی که غم را برای غروب وغروب را برای غم
آفریده اند.از تو چه پنهان که من نیز در آیینه دل همدلی این دو همتای محبوب را
بارها وبارها با هم دیده ام.
.راستی کجای کار بودم..هوا تاریک شد ...غروب رفت ومن ماندم...تنها..

راستی بوی ماه مهر هم آمد.هر چند مدتی است که مدارس (بخونید دانشگاه) باز شده و
تقریبا همه سر کلاس رفته اند....
ولی خوندن این مطالب هم خالی از لطف نیست.
.
بچه محصلها..چه تازه وارد ها مثل فرناز خانم که البته جو گرفتتش ومیخواد از روز
اول شروع کنه به درس خوندن.(جل الخالق!)(این مدلیش نوبره!)
یا اونایی که ترم بالاترند..مثل همین آقای مدیر وبلاگ خودمون.(خداییش میترسم چیزی بگم
من رو بندازه بیرون)!
یا اونایی که کارشناسی رو گرفتند ودر راستای تحقق ارمانهاشون دارن در زمینه
ارشد کسب فیض میکنند.(با همه مشکلات.بابا ای ول)(بعدش هم دکترا وپرفسورا!!)
ودسته آخر هم بچه های تریپ درسخون که یه مدرک دارن و میخوان تو
یه
رشته دیگه مدرک بگیرن(بابا خوش اشتها!کلکسیونر مدرک!..میدونی که با خودتم!)
خلاصه برای همه موفقیت ارزو دارم.این دعای من بدرقه راهتون ..آمین!
دعای روز اول دانشجویی..
الهی آتنا همکلاسیا نا با حالا"تعطیل کلاسا" فی الوقت وبی وقت..آتنا استادا"خوشگلا"..جوانا" وایضا"اوپن مایندا"..هکذا اجازه"ورود فی الکلاس مع موبایلا"روشنا وخروجا"متناوبا"من کلاس..حین تدریسا…هکذا خوشگذرانیا"فی الطول الترم..و مخا"استادا"زدن..و اخذ نمره"کیلوییا"فی الپایان الترم و.قس علی هذا